هنوز چشممون پیِ کلیده...

 

ماشینمون هنوز همون قراضه

شیپیش تو جیبمون سه قاپ میندازه

فیلمه حالا سه سال بعدِ توقیف

چهارمین ساله پی ِ جوازه

 

جواب روشنی کسی نمی ده

هنوز چشممون پی کلیده

 

توی صفِ این سبدای کالا

از کول هر کی شده رفتیم بالا

به لطفِ زیرِ یه خم و بارانداز

ما به سبد رسیدیم، امّا حالا؛

 

سبدهامون سه سوته ته کشیده

هنوز چشممون پی کلیده

 

روزای اوّل و نبودنِ آرد

کشیده شد به «نه هزار میلیارد»

دو در شدیم هر زمان به سبکی

مدرن و امپرسیون و آوانگارد

 

قصر طرف تو کانادا خریده

هنوز چشممون پی کلیده

 

دپ زده کز کرده یه گوشه فرهاد

که برده شیرینشو گشت ارشاد

معتقده لباسهای شیرین

از نظرش بوده حسابی گشاد

 

ما و زنان ِ توی ون چپیده

هنوز چشممون پی کلیده

 

عزیزی از میان جمع خوبان

کشیده هفت تیر در اتوبان

مسلما بدیهیه که شاکی

شکایتی نداشته از ایشان

 

حالا شاید یه ذره هم ترسیده

هنوز چشممون پی کلیده

 

اینجوریه وضع محیط زیستم

با این همه من «عصبانی نیستم»

عجالتا همین بسه اگرچه

خیلی درازه محتوای لیستم

 

البته عمر ما که قد نمی ده...

هنوز چشممون پی کلیده...

 

(از بنده. منتشر شده در ویژه نامه عید ماهنامه خط خطی)

/ 3 نظر / 31 بازدید
سوء تفاهم

آفرین داره! نمی دونم استعداد این جور دست ورزی با کلمه ها خدادادیه یا در اثر کثرت تماس با شعر و ادبیات به دست میاد. هر چی هست که به نظرم نمی شه نادیده گرفتش. به نظر شخصی من یکی از چیزهایی که ادبیات ما خیلی لازم داره همین شعر طنزه. اون هم به این دلیل که بقیه حیطه ها مثل عشق و حماسه و... این قدر به اوج رسیدند که نو آوری و درخشیدن توش واقعاً چیزی شبیه غیر ممکنه. شعر طنز، این چیزیه که شاید بتونه یه دوره ی جدید ادبی رو به گنجینه ی ما اضافه کنه. مخصوصا با توجه به دوره تاریخی و روزگاری که الان داریم سر میکنیم! تا دلت بخواد موضوع هست برای طنز! جدیش بگیر! شاید صد سال دیگه بچه کنکوریها مجبور شدن اسم آثارتو ازبر کنن!

مریم

این لیست بسی دراز است.چرا از هرکدوم از پستتاتون دوتا هست[چشمک]

سید رند

درودبرشما خیلی لذت بردم وشمارا رسما به وبلاگ خودم دعوت می کنم. فقط نظریادتون نره