ترانگی

 

گُلِ عمرم و غنچه ی زندگیت

 

پلاسیده شد پای یکدندگیت

 

 

دِهِ خوابهات، شهرِ نقّاشیام

 

چه بی رنگ شد، پایِ لجبازیام

 

 

 

هیاهوی من، غُر زدنهای تو

 

شب و روز، مشغولِ یکّی به دو

 

 

کلافه، نخوابیده و خسته من

 

تو هم عاقبت، خسته از دستِ من

 

 

تو از سایه ی من گریزون شدی

 

چشات مه گرفتن، تو بارون شدی

 

 

دلت با منه، قهر کردی ولی

 

شبیهِ گُلِ نازِ محزون شدی

 

 

چطور خنده توی دلی گُل کنه

 

که دوریتو باید تحمّل کنه؟

 

 

واسه دیدنت نقشه ها می کشم

 

که تو این مسیر "پیش قدم" من بشم

 

 

بیا و اگر حوصله داشتی

 

تا دنیا به جاست، آشتی... آشتی...

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ateFe

واسه هر ازگاهی خوبه!البته همون هر از گاهی!

مریم

آهنگشو کی میسازه حالا؟ (دو بیتی های دوست داشتنی سابقو انگار نصف کرده باشی چیده باشیشون دنبال هم:) )

دریا

بسیــــــــــــــــار زیبا [لبخند]

من

منم همرنگ جماعت می شمو میگم: قشنگ سرودی...

موقرمزی

[خنثی]

نجمه

با اجازه در وبلاگم به اشتراك ميذارم به اسم شما.خيلي با اين روزاي من همخوني داشت

یاسمین

هی.....

سین

قبل از اینکه بخونمش میخواستم بنویسم افتضاح بود چون ... اما بی انصافی بود چون خوندمش

زهرا ثمندری

"چشات مه گرفتن،تو بارون شدی"خیلیییییییی مصراع زیباییه.4 بیت آخرشو بیشتر از اوایلش دوس دارم.معصومیت،ظرافت و لطافت عجیبی داره...وای کلمه کم آووردم،نمیدونم چی بگم فقط،سپاس از اینکه ما رو تو حسهای قشنگت شریک میکنی...