دلواپسان عرصه قلیان

اصل ماجرا مربوط به دو-سه هفته پیش است. این یادداشتی هم که در ادامه گذاشته ام، به بهانه همان خبر نوشتم. توی کیسه ام مانده بود و اگرچه به لحاظ خبری داغ نیست، امّا چون عرض بنده در این یادداشت خبر رسانی نیست، پس شاید دست کم بشود اینجا هم در معرض دید گذاشت:

 

 

دلواپسان عرصه قلیان

(چرا چهارهزار پزشک، فقط علیه «قلیان» بیانیه مشترک دادند؟)

 

 

 

چای میل دارید؟ اگر بله بسم الله. امّا بر فرض میل داشتن، اگر بی آن که بپرسند، دست و پای شما را بگیرند و چای جا افتاده را جبرا توی حلقتان بریزند، آن چای اعلا با زهر هلاهل همپایی می کند. اگر عوض ِ چای زهرابه باشد که دیگر گره اندر گره است.

حالا پارازیت ها –که هیچکس وجودشان را گردن نمی گیرد و همه هم معتقدند هست و اثبات وجودش هم هیچ پیچیده نیست- حکم آن زهرابه زورکی را دارد. مضر است و پیر و جوان و کودک، مفرّی از آن ندارند. همه جا و همه وقت، در معرض امواجی هستیم که از شدّت آسیب رسانی، کسی حاضر نیست مسئولیتشان را بپذیرد.

یک پله جلوتر؛ فرض که من و –دور از جان عزیزتان- شما، بیماری قند داریم و شیرینی تعارفمان می کنند. علم پزشکی تاکید می کند که ریاضت پیشه کنیم و شیرین کامی را به تلخی های بعدش ببخشیم. اما اگر خواستیم هوای دلمان را به جا بیاوریم، مختاریم. لرز بعد از خربزه را هم باید گردن بگیریم. امّا کسی نه پایمان را به محکمه می کشد و نه حقش را دارد که چنین کند و نه حق دارد صنف قناد را از جنس فروختن به من و شما منع کند.

قلیان، حکم آن شیرینی باب دندان را –برای اهلش- دارد. هر کس بخواهد می کشد. هر کس نخواهد، باب دل خودش رفتار می کند، پای این دستگاه دودزای بویناک نمی نشیند، دندان و ریه و قلب و کبدش را دست نخورده و آکبند نگه می دارد، او را به خیر و اهل دود را به سلامت.

چند روز پیش چهار هزار پزشک، از نهادهای مختلف جمع شده اند، از مجلسی و هیئت علمی و مسئولان دولت قبل و غیره، بیانیه نوشته اند و امضاء کرده اند که رئیس جمهوری اقدام عاجل کند در جمع آوری قلیان و اصلا موظف است که چنین کند. این جماعت دلواپسند که «سونامی قلیان» سلامت ملّت و بلکه آینده مملکت را به خطر بیندازد. علاقه هم دارند که در این اظهار نظر تخصصی در حیطه سلامت، قلیان را «تحفه استعماری» صدا بزنند.

خب، استادان، مسئولان، پزشکان دلواپس سرزمین من، پارازیت ها از نظر شما بی خطرند یا مطرح کردنش خطر دارد یا قابل ندانستید؟ من و ده ها میلیون هموطن دیگر، به اختیار، قلیان نمی کشیم، امّا در مقابل پارازیت ها همه ما، چه اهل قلیان چه غیر آن، بی اختیاریم.

شاید هنوز شما آشنای نازنینی نداشته اید که جنینش بی هیچ دلیل علمی سقط شده باشد. ولی مشورتی بکنید با آن دسته از همکارانتان که هر روز به تعدادی از این مادران جوان داغدار، پارازیت ها را به عنوان مقصر معرفی می کنند. سراغی بگیرید از مرگ بغطتا و دفعتا این همه غیر قلیانی که سرطان های پیشرفته ناگهانی، فرصت آغاز درمان را هم به آنها نمی دهد. گیرم که عده ای بگویند انتساب این آثار به پارازیت ها اثبات نشده. خب، رد هم نشده. اتفاقا اینجای کار است که پای اهل علم به میان می آید و بر دوش آنهاست که هم ببینند این پارازیت ها واقعا با آدمیزاد چه می کند و هم دست بجنبانند و غوری بکنند که علت متداول شدن این سرطان ها و سقط ها و دردهای بی درمان بی علت چیست و دلسوز آنهایی باشند که خربزه نخورده لرز کرده اند.

امضا کنندگان برجسته. سوای اینها هیچ احتمال داده اید که گرایش به قلیان، عارضه مساله یا مسائل دیگری باشد و نه خود بیماری؟

خب، بگذارید حالا که انگار همت و زهره ای برای امضای بیانیه هست، چند موضوع دیگر هم پیش پای همین چهارهزار پزشک بگذارم، شاید به ظنشان بیرزد که برگه ای برای اینها هم قلمی کنند و امضایی پای برگه بیندازند. مثلا «حق عمل های هنگفت و غیر قانونی گروهی از جراحان»، مثلا «مافیای بازار دارو»، مثلا «نایاب شدن و کمیاب شدن بعضی داروها، بخصوص برای بیماران خاص»، مثلا «بازار آشفته و پرحیله محصولات بهداشتی و داروهای مکمل»، مثلا «تشخیص های غلط عده ای از اطبا»، مثلا «دل پرخون بیماران از بیمارستان ها؛ دولتی یک جور، خصوصی یک جور دیگر»، مثلا «ناتوانی عده کثیری در پرداخت هزینه های درمان» و مثلا «روی زمین ماندن مریض ها، جلوی در بعضی از بیمارستان ها».

/ 5 نظر / 39 بازدید
زهرا

در اینکه پارازیت ها بی سروصدا چه بلایی سر خودمون و جنین های بی گناه میارن شکی نیست، ولی اینکه ما نمیتونیم پارازیت هارو از زندگیمون حذف کنیم دلیل نمیشه که جلوی بقیه مضراتی که اطراف خودمون وکسایی که برامون مهم هستند رو نگیریم. مشکلات چند خط آخر هم متاسفانه تا بوده همین بوده تا هست همین هست، ولی موضوع اینه که مشکلات برای حلشون باید الویت بندی بشن که نمیشن!! با کمال تاسف.

تینا

ممنون هنوز پیداش نکرده بودم واقعا ممنونم

زهرا

دلم گرفته دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد

مهدیه

زور فقط زور به عقل آقایان میرسد و اساسا نمیخواهند بفهمند ممنوعیتی نباید وضع کنند که از اولش شکستش معلوم است و اینطور فقط نفس قانون را بی ارزش میکنند. با وجود انکه همیشه از قلیان کشیدنهای همسرم ناراحت میشوم، اما این پست را دوست داشتم...