من و تو

من، پاپتیهِ کوره راهی دور

 

من خالی ام تا نیستی پیشم

 

خوابم رو که می بینی انگاری

 

جایی از این دنیا مهم می شم

 

 

دستی به اون موها بکش آروم

 

از قول دست من نیابت کن

 

از قول من چشم سیاهت رو

 

در قاب آیینه زیارت کن

 

 

هر جلوه و نوری اگر شب داشت

 

تو هدیه به مهتاب می دادی

 

بودم در آغوشت اگر بی تاب

 

آهسته من رو تاب می دادی

 

...

/ 18 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hiva

از قول من چشم سیاهت رو در قاب آیینه زیارت کن... عـــــــــــــــالی بود دست و پنجتون طلا![گل]

زهرا ثمندری

"از قول دست من نیابت کن"... زیارت چشمات قبول...

احسان

این تیکه رو خیلی دوست داشتم!:) دستی به اون موها بکش آروم از قول دست من نیابت کن از قول من چشم سیاهت رو در قاب آیینه زیارت کن

هستی

سلام . خیلی خوب بود . ای کاش ما هم..........

فریادی در کوهستان

سلام برنامت رو از شبکه 4 دیدم شعرهات خیلی دلنشینه خوشحال میشم به من هم یه سری بزنی

زهرا

آقاجان بیا حوالی ما! چشمامون از انتظار رو به کور سویی رسیدا!!

المیرا

خوبی اینکه وقتی متن قشنگی رو میخونی درجا نظرتو نگی اینه که بعدا دوباره سراغش رو میگیری که نظر بدی و قبل نظر دادن یه بار دیگه میخونیش و خوبی این که نظرات یه وبلاگ نیاز به تایید داشته باشه اینه که به بهانه اینکه ببینی نظرت تایید شده یا نه باز هم سر میزنی و یقینا دلت نمیاد بدون خوندن دوباره متن صفحه رو ببندی و حسن اینکه نویسنده دیر به دیر متن جدیدی بذاره در اینه که تو هر بار به اونجا سر میزنی و همون متن قدیمی هنوز هست که تو بچشیش و باز هم لذت ببری و دست مریزاد بگی در دل به نویسنده ای که هر بار روحتو تازه میکنه با نوشته هاش. دست مریزاد[لبخند]

روزگریزی

وبلاگ جالبی دارید. به نظر میاد شخصیت خاصی باشید! و البته مورد شناخت!

nobody

موهایت را چنگ میکنی... من میزنم و قلم میرقصد... عزیز من!آرامتر...! این شعر دیوانه شد...