گفتند: «همة اهالي مجله قرار است دربارة «شبهاي برره» بنويسند. تو هم بازي هستي. ولي كوتاه­نويسي شرط اول است.» ما هم به نظر خودمان شرط اول را كمي زير پا گذاشتيم. ولي حرف رفقا چيز ديگري بود: «گفتيم كم ولي ديگر نه اينقدر!» به هر حال حاصل كار هرچقدر كه بود نام كتابي از «موريس دوكبرا» بر پيشاني­اش زدم و حاصل شد اين:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

زندگي شوخي و جدي

 

زندگي شوخي

مديريت محترم شركت تحقيقاتي آمارسازان بي­عدد

از آنجا كه گروهي به سركردگي «م.م.» با ساخت سريال، قصد جلب توجه مردم و خنداندن آنها را دارند و از آنجا كه خوب نيست كسي اينقدر گل كند و اساسا چه معني دارد نيش مردم يك مملكت تا بناگوش باز باشد و نظر به اينكه ايشان ضعف­هايي را به ما نسبت مي­دهند كه طبق بخشنامه­هاي صادره قرار نيست در هيچ جاي مملكت ديده شود، خواهشمند است طبق آماري روشنگرانه، افشا كنيد كه معدود رشوه­خواري، پاچه­خواري و پدرسوخته­بازي كه –بلانسبت- در دور و اطراف مشاهده مي­شود، همه­اش زير سر اين گروه و برنامه­هاي توليدي آنهاست.

لازم به ذكر است در صورت مساعدت، طبق روال سنوات گذشته، از زير ميز از خجالتتان درخواهيم آمد و درصورت تمايل، حسب چند مورد اخير، هديه به­صورت خشكه محاسبه خواهد شد.

                                                                

                                                    باتشكر

                                                    مسؤول نظارت بر مواردخاص

 

زندگي جدي

من هم معتقد بودم كه «شبهاي برره»، پلشتيهاي ما را عريان مي­كند و با اين كارش همة «مذمومات اخلاقي» را به «رسوم اخلاقي» تبديل مي­كند؛ كه يعني قبح آن چيزهايي كه در نهانخانه­ها مانده بود، مي­ريزد. شايد هم اينطور باشد. دادن حكم قطعي به اين سادگي­ها نيست؛ حتي براي آدم­بزرگها!

ولي حالا به چيزهاي ديگري هم فكر مي­كنم؛ به اين كه مهران مديري و نويسندگان او از كهكشان همسايه هبوط نكرده­اند و اينكه شايد همانطور كه ما از تلويزيون تاثير مي­گيريم، تلويزيون هم از ما متاثر مي­شود و آينة حال و روزمان مي­شود...

... و اين روزها غبطه مي­خورم به روزهايي كه «همسران» ساخته مي­شد و خيلي از ما باهم به تماشا مي­نشستيم، باهم مي­خنديديم، باهم گريه مي­كرديم و وقتي از پاي تلويزيون بلندمي­شديم، همديگر را جور ديگري دوست مي­داشتيم.

 

/ 6 نظر / 26 بازدید
اخوي

اگر كسي زندگي جدي رو شوخي بگيره، خوب، نهايتاً ميشه وضع و اوضاع فعلي ولي ممكنه بعضي ها زندگي شوخي رو جدي بگيرند كه اگر اينطوري بشه شوخي شوخي كار دستت ميدن. بازم سر بسته بگم: جم كن خودتو. راستي ما هم آپ ديت كرديم.

امیر

سلام آقايي...فعلا که برره شده خود ما و ليلون جای ليلی قصه نشسته....

mehdi

سلام ....شرمنده از اينکه تاخیر داشتم ولی اين موضوع رو هم بذار به حساب چلچراغی بودنم..... مطلبت خيلی باحال بود....راستش بايد اعتراف کنم که شما خيلی بهتر تر تر ...از من طنز مينويسيد در ضمن وبلاگ منم بروزه اگه سر بزنی خوشحال ميشم

marjan

سلام شما روزنامه نگارييد؟

حسين

با توجه به تعريف كمدي و تراژدي ،انسان در كمدي پايين تر از حد و مرتبه خود نشان داده مي شود و در ترازدي به دنبال انسان و قهرماني فراتر از انسانهاي معمولي هستيم .از اقبال كه كمدي مي شود مي توان به اين مطلب پي برد كه با توجه به نبودن افراد در جايگاه و موقعيت خود ، نقشي كه ايفا مي نمايند جاي بسي.....دا رد. پس اين طنزها و برنامه ها هم نمودي ازواقعيت هاي پيرامون ماست.