بوق

بوق... بیق... بوق... بیق... بوق... بیق...

صدای گامهای سستِ طفلی که نزدیک می شود؛ با کفشهای بوقی

/ 6 نظر / 25 بازدید
سیاهی(گاو یا هر چیز دیگر ...)

می نویسیم یا نقاشی می کشیم؟ماموریت جدیدمان هان؟بعد ز اتمام اولین ماموریت...

افسانه

یادآوری خوبی بود یکم آدم رو از حال سنگینش دور میکنه. بوق بیق بوق بوق بی بو بی لی لو لی لو لی لو الان توی ذهن من صدای آمبولانس میاد صدای گام های سستی که نمی دونه تا بیمارستان زنده می مونه یا نه! زیاد جدی نگیر حرفامو حالم خیلی هم بد نیست.

شیستوزوما

بیب...بیب..بیب...ب..بو..ب...بو...بیق...بیق.. چقدر اینجا شلوغه

گلاره

چه جالب حتما موقع نوشتنش یه بچه داشته از کنارت رد میشده [خنده]

صدای بی صدا

ای جقول[لبخند]