<?xml:namespace prefix = o />

 

اي دوست!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اي رفيق!

با مضرابِ ريز

زخمه بر سيمِ بمِ تار مي زنم

...

كلاس ملاسو ولش بابا؛ زدم به سيمِ آخر!

 

 

 

/ 8 نظر / 19 بازدید
دکتر مجتبی کرباسچی

سلام امروز" اشنائی شمس با مولوی " و" شعر شهریار دربزرگداشت مولوی " رابخوانید فردا با "راز ماندگاری اسلام"و "مقصود من از کعبه وبتخانه" شیخ بهایی بروزم صاحبدلان

i_am_me

آفرین اینههههههههههههه

Maryam

روزی که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باد کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید اینجور نوشت: چه شقایق چه گل میخک و یاس زندگی اجباریست. اپم . میایی دیگه؟

احسان

سلام. من لينکت ميکنم. اگه دوست داشتی لينکم کن...

مهدی استاداحمد

سلام.خوبی؟ از اونجايی که يک دل سير گريه می خواستی رو نخونده بودم. خوندم و کلی لذت بردم. اما اين دوتا پست آخری فرم باحالی داره. يه جوريه(!) به نظرم ادامه ش بده.مخلصم راستی ۲آذر يادت نره

کلو

سلام انگار داری فرمی جديد را می ازمايی! ما هم فرماليته خوانديمش. زيبا بود

بابل بوي

همون سيم آخرتو عشقه چه عجب يادی از دوستانه قديم کردی شرمنده بايد زودتر خدمت ميرسيدم