یک دور از اوّل مرور می کنم و همه چیز را در نظر می گیرم؛ این که راننده عنتر ماشین جلویی اگر با چه ژستی پیاده شود با قفل فرمان بیایم پایین، این که چاک دهانم را تا کجا بازکنم؛ عشیره و اقارب؟ یا آفتابه را فقط به هیکل خودش بگیرم؟ یا اساسا عوض همه اینها، به ازای این حماقت و خریّت و گُنده­ کاری اش، می ارزد که با چه میزان دورخیز، ماشین را عمود بکوبم توی اتاق ماشینش و پیه همه خسارتش را به تنم بمالم؟... "فردا، رود طغیان شورافکن در دریا می خوابد"... نوای پیانوی ناآشنایی را که از ضبط ماشینم برخاسته، نمی توانم نشنید بگیرم... قفل فرمان را توی ذهنم می گذارم کنار... صدایی می خواند: "می گذرد در شب آئینه­ ی رود"... صدای مرد را اوّل بار است که می شنوم؛ خوش صدا نیست، ولی برای من دوستانه است... "فـردا رودِ افشـانِ ابـریشـم در دریـا مـی خوابــد"... از کهنگی صدایی که پخش می شود پیداست که شاید یادگار دوره نوارهای ریلی باشد. خلوت است؛ فقط پیانو و ویولن... و کافی است... و بچه ها همراه می شوند؛ به سادگی همراهی یک گروه سرود کوچک با مربّی مدرسه، توی یک تمرین معمولی: "موجی در موجی می پیوندد... بر افسون شب می خندد... با آبی ها می پیوندد..." سرعتم را می گیرم، می گذارم ماشین جلویی دور شود، از چشمم و از خیالم برود... اینجا یک گروه از خانم کوچولوهای مدرسه ­ای با آقا مربّی دارند برای من سرود اجرا می کنند؛ از پس سالها، چهل سال شاید. "فردا، رود طغیان ابریشم در دریا می خوابد... خورشید، از باغ خاور می روید بر دریا می تابد"... سرود تمام می شود: "با آبی ها می پیوندد... با آبی ها می پیوندد"... تِرَک بعدی این سی دی ناآشنا را با چی پر کرده اند یعنی؟ "صورتتو کارتونی دیدم، سواچتو نایلونی دیدم"؟ با چی؟... توی همین چند ثانیه سکوت بین تِرَکها، تصمیمم را می گیرم؛ دکمه تکرار را می زنم، می خواهم یک بار دیگر بروم به ضیافت آقا مربّی و خانم­های کوچولوی با صفا... "می گذرد در شب آئینه­ ی رود"...

 

این هم صدایشان

/ 21 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لی لی

بخون تو شبای آوازت هفت فرشته نازل می شه اون وَخ آدمی مث من می تونه دسشو دراز کنه و هر ستاره ای رو که دلش می خواد از آسمون بچینه! پس واسه اینکه پیرهنی از مهتاب بپوشم و به استقبال آفتاب برم یه شعر دیگه بخون...

م.ب.

ول کن بابا گرگی جون منم در حال حاضر داغون داغونم از دست نفهمی مردم! ولی سعی میکنم آهگو گوش بدم و بیخیال شم :) خداییش موثر هم هستا! یادمون هم باشی راضی ایم برادرف گرچه کافی نیس

نگاه

حسام اینا رو از کجا پیدا میکنی؟؟

عطیه

خیلی از وبت خوشم اومد بی اجازه لینکی[لبخند]

نگین

خیلی زیبا بود...البته خیلی جاهاش را نمی فهمیدم چی میگه

روزتون مبارك

240tomani

سلام اقاجان بيا تفاهم كنيم هر 2 كلمه اي بود كه گويندش معلوم نبود بزار به حسابي 240 تومني قبوللللل؟ روزتون مبارك

حديث

آقاي مقامي سلام. اولند كه با تاخير روزتون مبارك[گل]واقعا خوشحالم بخاطر اون گزار خوبتون با شما آشنا شدم. والله تو سايت موسيقي ما يه كامنتي ديدم به اسم كوچيك شما اياد دستوري جمله تذكر داده شد.نميدونم چرا فكر كردم شمايين[عینک]

240tomani

سلام حسام من برام سوال پيش لومد اصلا شما 240تومني رو يادت هست كيه يا نه؟

حديث

منظورم گزارش خوب بود.همون ويژه نوروزو انزليو اينا.يادتون نيسسسسسسسسس؟[خنثی] حالا اون كامنت سايت موسيقي ما هم شما بودين؟