یادم

 

چرا اصرار کردی قهر باشیم؟

 

نمی ری از دل من با ندیدن

 

 

چطوری عطر تو یادم نمونه؟

 

تمام کوچه ها بوی تو می دن...


/ 7 نظر / 11 بازدید
زهرا ثمندری

درود آقا حسام...بامدادت زیبا... "عطر گل خاطره ی عطر کسی ست که نمیدانیم کیست می آید یا رفته است..." چقد خوب که اولین بودم و خوندم نوشته ی امروزتو... قهر کرده که بیشتر بری طرفش،بعدشم تنهات که نذاشته، هوا و عطرشو تو مشام و یادت که هست... ضمنا برای حکم "از دل برود هر آنکه از دیده برفت" مثال نقض آوردی نتیجه:حکم باطل است...[چشمک] راستی الان دارم چلچراغو تورقی میزنم...این شماره م که ننوشتی واسمون[ناراحت]د آخه گله و شکایت از تو رو کجا ببریم؟هان؟

مریم

چقد خوب بود این :) خب شمام اصرار کنید دیگه قهر نباشید ;)

امین

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

کوثر

اصرار برای قهر بودن... بعضی وقتا چاره ای نیست....

علی مظفر

درود گفتــــــــــه بودم ذره‌ای هرگـز نمی‌فهمد نفهم عاجر است از آدم عاجـــــــــــز نمی‌فهمد نفهم شرح صلح و شادی و از عشق می‌گویی به که چون سپیــــــد و سـبز یا قرمز نمی‌فهمد نفهم بدورد

بهناز

همه ی اصرارها که از ته دل نیست... گاهی وقتا می شود همزمان ، در دلت خدا خدا میکنی که به هر قیمتی شده ، نگذارد همه چیز تمام شود... آن وقت است که اگر طرف، کم بیاورد و وا بدهد، شروع فاجعه است...

nobody

چقدر دلم هوایت را میکند... حالا که دیگر هوایم را نداری...!