شربت، شیرینی، شعبان...

1-      در سالهای ریش و موشک که سخنرانی های محسن قرائتی، از معدود طنزهای هفتگی تلویزیون بود، یک بار شیخ محسن در برنامه شب جمعه اش گفت: «بعضی ها مسلمانی شان فقط در این حد است که مادربزرگشان روز عاشورا شله زرد می دهد». طبیعیست که بچه ای به سن آن روزگار من تلویزیون را حجّت می دانست و طنزهای شیخ آن روزها را ادله محکمه. پس من هم به آنهایی که فقط در حدی مسلمان بودند که مادربزرگشان روز عاشورا شله زرد درست می کرد خنده زدم.

2-      بعدها فهمیدم خیلی از آنها هم که به جای شستن دیگ شله زرد، جانماز آب می کشند، تخم دو زرده ای در این عالم نکرده اند و یحتمل نخواهند کرد. طبیعی است که امروزه روز، خنده آن شبم به حرف شیخ قرائتی، برایم مایه شرمندگی است.

3-      قشری گری دین را تضعیف نمی کند، یک جورهایی آن را نابود می کند. شخصا از ظاهر گرایی و دین رساله ای صرف، دل خوشی ندارم. همین قشری گرایی و سطحی نگری است که باعث می شود هی در دنیا انفجار رخ بدهد و هی گروه های مذهبی تندرو، مسئولیت انفجارها را برعهده بگیرند. امّا من معتقدم قشری گری ای که منجر به پختن شله زرد می شود، هزار بار شیرین تر از قشری گری ای است که منجر به انفجار می شود.

4-      این یکی-دو روز نیمه شعبان، بسیجی ها و دولتی ها، به مردم –شاید- و به شربت دادن به مردم -قطعا- علاقه مند شده اند. چیز تازه ای نیست. تازه این است که خود مردم، بدون بخشنامه و فرموده، بین همشهری هایشان شربت و شیرینی پخش می کنند؛ حتی آنها که جای مهر روی پیشانی ندارند، چفیه به گردنشان نیست یا حتی حجاب سفت و سختی بر سر نکرده اند. مردم، تازگی ها نیمه شعبان بیرون می ریزند، خیابان گردی می کنند، بوق می زنند و حتی در خیابان می رقصند. دیشب مردم خیابان در نظرم مهربان تر آمدند و شادتر و امیدوارتر.

5-      دیشب به این فکر می کردم که قشری گری هنوز هم چیز خوبی نیست. امّا، حالا، بدی هم نیست که ملت یک شب بیشتر خوشحالی کنند، کامشان به شربتی شیرین شود و این یک شب را –بی چشمداشت- لقمه ای شیرینی به هم تعارف کنند. مگر ما از دین چیزی غیر از اشاعه مهربانی می خواهیم؟

/ 5 نظر / 35 بازدید
صبا

مهربانی های سطحی و بی ریشه ... دین برای تفکر و تعقل بیشتر ...

فاطمه شعباني جو

نه

....

اینو نبینی حیفه! http://panahian.blog.ir/post/4

حدیث طباطبایی

چه استنباط شیک و مجلسی از دین دارید آقای مقامی کیا!!! اشاعه مهربانی ها؟همین؟ به قول اجنبی ها:دتس ا لانگ استوری!

رامین

یک موقع فکر نکنی دارم مخالفت می کنم ها! منظورم اینه که جبهه نگیری! می خوام بگم «جشن گرفتن» فقط وقتی معنی داره که «شادی» وجود داشته باشه. کسی که شاد نیست، جشن نمیگیره. اینکه برای نیمه شعبان با بخشنامه و فرموده و جای مهر و چفیه جشن بگیریم، همون قشری گری میشه که شما خودت گفتی. اما اینکه مردم بریزن توی خیابون و شادی کنن و جشن بگیرن، نشون دهنده شادی مردم و ارادت قلبی اونا به دین و تنها نماینده زنده دین در روزگار ماست. البته توی شهر ما جشن ها فقط همون بخشنامه ای ها و فرموده ای ها بودن. اما خوشحالم که شما جشن هایی دیدی که برخاسته از ابراز شادی مردم برای روز نیمه شعبان بوده.