غریق

 

تشنه ی سیلِ بارشت شده ام               طالبِ حُرمِ تابشت شده ام

 

تو بگو؛ می شود نفس بکشم؟               من که غرقِ نوازشت شده ام؟

 

/ 16 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من؟!ملی

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی این من بودم که بی قرارت کردم

پریسا

نه نکن از این کارا به معاون و رئیس دانشکده بر می خوره که دانشجوهاش شرع رو رعایت نمی کنن ها.در این مورد آپم بیا

آزاده سلیمانی

سلام آقای مقامی ممنونم از بلاگ زیبا تون [دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

آزاده سلیمانی

من از دوست داران طنز و دوست دار شما طنازان هستم و مجموعه ای از شعر طنز را با مقدمه آقای رفیع و به یاری دوستان گردآوری کردم و مجوز چاپ گرفتم و اگه خدا بخواد اوایل آبان به بازار عرضه میشود و در حال حاضر هم مشغول گردآوری اشعار طنز هستم از شما هم تقاضا دارم مرا در این امر یاری بفرمایید [گل]

آزاده سلیمانی

و در صورت امکان دوبیتی هایی را که در آخرین جلسه شکر خند خواندید را در اختیارم قرار دهید[گل] با سپاس فراوان

عبداله مقدمی

« صعب روزي » وبلاگ جديد عبداله مقدمي . شما هم لينك شديد . با احترام .

240

انصافا من دچار مرض کامنت گذاری شدم می دونم هر چند وقت یه بار یه مرضی تو من عودمی کنه مثلا یه مدت هی پست می نوشتم تو 360 یا هی می رم به یکی زنگ می زنم می گم بریم کوه حالا هم مرضم گرفته هی کامنت می زارم تقصیر من چیه این درسها سخته من قاطی می کنم می یام اینجا کامنت می زارم[وحشتناک]

زهرا ثمندری

نمیدونم من کلمه کم آووردم یا کلمات شعرت منو با خودشون نیووردن...هر چی هست درگیر حرم و نوازش شعرتم و گمون نکنم حالا حالاها به صلح برسیم...به قول قیصر عزیز"بعضی از کلمات به گردن آدمی حق حیات دارند و آدمی نمیداند آنچه آموخته است از اون آموخته است.."