ما هم...

تا دوهزارتومانى را توى دستش بگذارم صداى آهنگ دمى قطع مى شود. مى ارزد که بیشتر هم بدهم، ناخن خشکى مى کنم. مى گوید: "مرسى جوون". خودش هم جوانى است. مى گویم: "این طرفا بیشتر بیا. همین دم غروب. دمت گرم" مى پرسد: "اسمت چیه جوون؟" مى گویم: "نادر" و راه افتاده ام که بروم. با آکوردئونش نغمه آشنایى مى گیرد و خطاب به پنجره ها بلند مى گوید: "براى آقا نادر"... و مى نوازد. و مى خواند: "ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم..." هر کدام به سویى مى رویم. او تا آنجا که صدایش در کوچه ها گم شود از این ترانه دست نمى کشد...

/ 0 نظر / 43 بازدید