این که آخوندهای سریال «پرده نشین» چقدر باورپذیر هستند یا نه - از طرز فکر و منش تا گویش و هر چیز دیگر - تشخیصش با شما که اگر هیچ معممی بین خویش و آشنا نداشته باشید، دست کم چند ساعت در روز، نمونه های واقعی را توی تلویزیون در حال وعظ و خطابه و یا سیاست ورزی و بلکه چیزهای دیگر می بینید. این به کنار.

چشم من را قواره روحانی های این سریال گرفت. تعداد چشم گیری از طلبه های حوزه – که اغلب بازیگرانی نوچهره بودند - و حجت الاسلام صاحب درس و منبر – که «هومن برق نورد» قبول نقش کرده بود – خبر از ظهور نسل معممین دو ایکس لارج می دهند. نه که پدیده نوظهوری باشد. اما تا سال هایی پیش تر، اینقدر عمومیت نداشت و در این سال های نزدیک هم کسی اینطور قضیه را رسمیت نداده بود؛ گیرم که ناخواسته.

پیش ترها تصویر ذهنی تیپیکال من از یک روحانی، یا هر اهل زهدی، بر می گشت به تصاویر عینی؛ از این طایفه، بیشتر اهل پرهیز و مراقبت و اکتفا دیده بودم؛ شیخ احسان، حجت الاسلام دیبا و بعضا دیگرانی که ما هم گذارمان به منبرشان افتاده بود، یا مثلا حاج اسماعیل دولابی که شهره شهر بود و هست و خداش رحمت مضاعف کند، پیر یا جوان، نحیف بودند، اهل امساک. بچه مسجدی های دوره کودکی ما هم کم و بیش بر همین منوال.

از همین نگاتیوهای رنگ و رو رفته ای که صدا و سیما دوست دارد فقط قسمتی از آنها را به مناسبت نشانمان بدهد، پیداست؛ ببینید نیروهای داوطلب تفنگ بر دوش غبار بر تن، چه جثه و قواره ای داشتند و در عوض چه عزمی و چه رزمی. خیلی ها اصلا بر مبنای باور، رفتند به قصد پالایش؛ جای اکبر و اصغر جهاد را عوض کردند. بعدتر فکرها چرخید. پالایش درون و حکومت بر دل ها، مستلزم پالایش های دیگر و حکمرانی بر صاحب ِ دل ها هم فرض شد. قواره ها هم نسبتی پیدا کرد با این نگاه. چند سالی است خیلی از بچه مسجدی هایی که می بینم، از نُرم جامعه چند سایز جلو زده اند. دستشان هم سنگین شده لابد.

در کنار اینها عجالتا مرشد کامل «پرده نشین» پیرمردی است که «فرهاد آئیش» مجبور است برای ایفای درست نقشش، نحیف تر بنماید، کمی قوز کند، لرزان گام بردارد و آهسته سخن کند. احتمالا به نظر کارگردان رسیده که یک روحانی، در اصل چنین چیزی باید باشد. 

/ 0 نظر / 34 بازدید