گرگ بیابان

 

 

 

علی کوچیکه... 

 

 

(دانلود یا شنیدن)

 

 

(دانلود یا شنیدن از جایی دیگر) 

 

 

شعر: فروغ فرخ زاد (با تلخیص)

 

موسیقی: کریستوف رضاعی (آلبوم "کنعان")

 

گفتار: هری هالر

 

 

تکثیر این فایل مجاز است!

همه عمرم اگه باشی

تو بازم تازگی داری

تو بازم ناز می بخشی

تو شکّر پارگی داری

 

من از یک خنده ساده

من از چشم تو نو می شم

همیشه این همه راحت

دوباره مال تو می شم

 

چشات مشکی ترین یلدا

خودت قرص قمر بودی

نمی شه اینو مخفی کرد

که از من بیشتر بودی

 

چرا دیگه نمی خندی

پری کوچیک معصومم؟

چرا راضی تری وقتی

به دوری از تو محکومم؟

 

بگو آیا به چشم تو

من آزردن بلد بودم؟

نمی دونم ولی آیا

به این اندازه بد بودم؟

 

همیشه توی تردیدم:

جواب من رو کی می دی؟

تو آیا یاد من هستی؟؛

من ِ تنهای تبعیدی؟

 

چه می شد کرد... قسمت بود

که با هم، راه، کم رفتیم

به جاش دیشب تو خواب من

همه ش قربون هم رفتیم

یه عرض مختصر دارم حضورت

 

تو که پیداست خیلی مهربونی

 

 

نمی خوام زحمتت باشه، ولی... خب...

 

نمی شه بیشتر پیشم بمونی؟

چشمات دُرّ مشکی، گیست گُلای گندم

هر روز این فرشته، می چرخه بین مردم

 

جنست حریر نازه، کی بافته دلت رو؟

چه با سلیقه بسته ن، موهای کاکُلت رو

 

مایی که ادّعامون، می گفت مردِ مردیم

رو شونه نحیفت، چقدر گریه کردیم

 

ما آدمیم و خاطی، دلخور نباش از ما

چشمت یه ذره خوبی، می دید کاش از ما

 

هر موقعی که دیدی، قلبت پیِ بهشته

من مانعت نمی شم، پرواز کن فرشته...

 

نه که قصد کرده باشم...

 

ناخودآگاه و غریزی؛

 

 

هنوزم یادت می افتم...

 

هنوزم برام عزیزی...

 

 

من برای تو بی ثمر بودم

 

تو ولی از جواهرات منی

 

 

یادگاری هم از تو خیلی هست؛

 

نازهای تمام ناشدنی...

 

چه سِحر عمق چشمای سیاهت

 

چه رقص گیسوی مشکیت در باد

 

 

یه کاری کرد با این دل که جز تو

 

همه شیرینیا از چشمم افتاد

 

دلم تنگه ولیکن چاره ای نیست

 

نشونیتو برای من نگفتی

 

 

کنارت تو خیالم راه می رم

 

تو اصلا هیچ یاد من می افتی؟

 

نباشی دست من یخ بسته و سرد

 

تمام هفته، دل انبار آتیش

 

 

تمام شنبه ها سنگین تر از قبل

 

غروب جمعه ها غمگین تر از پیش

 

تلخی و غصه ای اگر هم بود

 

پیش چشمات بی اثر بودن

 

 

و تمام قشنگیای جهان

 

تو که بودی قشنگ تر بودن

 

چرا اصرار کردی قهر باشیم؟

 

نمی ری از دل من با ندیدن

 

 

چطوری عطر تو یادم نمونه؟

 

تمام کوچه ها بوی تو می دن...


بدون هُرمِ دستت، بی نفسهات...

 

چه بی تو عمر کردن سخته خانوم...

 

 

فقط یادت رو دارم، چاره ای نیست؛

 

خیالت رو بغل می گیرم آروم...

من، پاپتیهِ کوره راهی دور

 

من خالی ام تا نیستی پیشم

 

خوابم رو که می بینی انگاری

 

جایی از این دنیا مهم می شم

 

 

دستی به اون موها بکش آروم

 

از قول دست من نیابت کن

 

از قول من چشم سیاهت رو

 

در قاب آیینه زیارت کن

 

 

هر جلوه و نوری اگر شب داشت

 

تو هدیه به مهتاب می دادی

 

بودم در آغوشت اگر بی تاب

 

آهسته من رو تاب می دادی

 

...

یه روزی که این حوالی

 

تو رو می بینم خیالی

 

 

زیر بارون ستاره

 

بغلت می گیرم آره

 

 

تو رو ای همیشه مرهم

 

وصله می کنم به قلبم...

دل من زیرزیرکی؛

 

بغل بغل غصه داره

 

 

بی صداس، یواشکی؛

 

یه عالم پچ پچ آهسته داره

 

 

نگو: این دیگه دلش سنگه و سفته

 

از دلم خبر نداری...

 

گُر گرفته... گُر گرفته...

فنجونا یخ کرده ن... مات شده ن

 

صندلی ها مثل اموات شده ن

 

 

نه صدات هست بگه "جانم"...

 

نه نگاهت پیداست...

 

نه به این زودی میاد بوت به مشامم

 

 

کاش نگاهت اونهمه عالی نبود

 

کاشکی جات خالی نبود

باز هم لالایی نوشته ام و گفته ام...
 
زود پشیمون شدم

داغ زدم به دستم



عصر همون روزی که

ساکمو زود بستم



تو دلت افتاده بود

حال و هوای آشتی



اما بهت حق می دم؛

بهانه ای نداشتی



چقدر ماهرانه

بهانه می تراشی



که باز دل ببندی

پیش قدم تو باشی


 
دوباره شب نشینی

بهانه های تازه


 
دوباره آغوش من

که بی قرار بازه


 
بیا که از نگاهت

گل کنه مهربونی



منتظرم که این بار

بیای تا بمونی...

قند و هِل با دهنت خو می کرد

زعفران کامِ تو را بو می کرد



استکان، لب به لبت دوخته بود

چای هم از لبِ تو سوخته بود...

یه لباسِ تن نخورده

 

که زمان رنگشو برده

 

 

کاستِ بنان و "گُلپا"

 

توی برنامه "گلها"

 

 

ترمه ی گُلاب خورده

 

که همیشه بوش می مونه

 

 

همه، توی چمدونه... به هوای بوی خونه...

 

 

 

سه کتابِ جلد قرمز:

 

اخوان، فروغ، حافظ

 

 

با یه دفترچه ی سیمی؛

 

تلفنهای قدیمی

 

 

دو تا شیشه عطرِ خالی

 

که می دادن بوی پونه

 

 

همه توی چمدونه... به هوای بوی خونه...

 

 

 

دفتر خاطره؛ خالی

 

پُرِ عشقای خیالی

 

 

شیشه ی تیلّه و پولک

 

دو تا آلبوم، یه عروسک

 

 

صفحه ی گرامافون که

 

دیگه پیداس نمی خونه

 

 

همه توی چمدونه... به هوای بوی خونه...

 

گُلِ عمرم و غنچه ی زندگیت

 

پلاسیده شد پای یکدندگیت

 

 

دِهِ خوابهات، شهرِ نقّاشیام

 

چه بی رنگ شد، پایِ لجبازیام

 

 

 

هیاهوی من، غُر زدنهای تو

 

شب و روز، مشغولِ یکّی به دو

 

 

کلافه، نخوابیده و خسته من

 

تو هم عاقبت، خسته از دستِ من

 

 

تو از سایه ی من گریزون شدی

 

چشات مه گرفتن، تو بارون شدی

 

 

دلت با منه، قهر کردی ولی

 

شبیهِ گُلِ نازِ محزون شدی

 

 

چطور خنده توی دلی گُل کنه

 

که دوریتو باید تحمّل کنه؟

 

 

واسه دیدنت نقشه ها می کشم

 

که تو این مسیر "پیش قدم" من بشم

 

 

بیا و اگر حوصله داشتی

 

تا دنیا به جاست، آشتی... آشتی...

قاطی پرسه های شب-گردی

 

قلب سوزی کنارِ تن-سردی

 

از خودم بی جواب می پرسم:

 

واقعا می شه زود برگردی؟

 

به ناز می کشم تو را... و دست می کشم ز آه

 

حریر نور می شوم که دست می کشم به ماه

 

تنم تنوره می کشد، دلم دلیل می شود

 

شوق شراره می زند، زبان علیل می شود...

به نیّت ِ زمین گرم: آهِ سرد

وای اگر به دامنت بگیرد آهِ مرد...

 آخ... بزنه قهر کنی، لوس بشی/ اخم کنی، دید بزنی زیرِ چشی/ بازی کنی با نوکِ موهای مشی

 

 حالا... عجب حالی بده منت کشی

 

 آخ... بزنه قهر کنی...

هفته پیش بود که موزیک را شنیدم. گفتند برنده اول یوروویژن شده که خب این به کلیپش مربوط می شود و من ندیده ام. این موسیقی را به خاطر جایزه اش نیست که اینجا می گذارم. تا شنیدمش نسخه ای ازش کش رفتم. شب یادم افتاد که با من هست و... نشد که نزدیک به سی بار پشت هم گوشش نکنم. نشد که گوشم را به واژه هاش تیز نکنم. نشد که خواب آلود، توی اینترنت پی ترانه اش نگردم. نشد. می دانی؟ نشد که کرم جایگزین کردن واژه های ترانه با معادلهای فارسی را به روی خودم نیاورم. و نشد که تا صبح، هم پای شنیدن آهنگ، ترجمه را تا آنجا که باب سلیقه ام شود فرونریزم و از نو نسازم؛ یک ساخت و ساز سلیقه ای.

حالا طبق عادت اینجا و رسم من، اول ترانه را دانلود کن و گوش بده. ببین اصلا لذت می بری یا نه. اگر لذت بردی و خواستی بدانی چی می گوید، فایل ورد را دانلود کن که متن ترانه اصلی را دارد به اضافه برگردان من را. ولی انصافا جر نزن! اول شنیدن، بعد خواندن. توی خواندن هم اول ترانه اوریجینال، بعد اگر خواستی؛ چیزی که من دوست داشتم معادل فارسی این ترانه می بود.

 

1-       موزیک اینجا

2-       ترانه و ترجمه اش اینجا

من و تو

بی نیاز از کلام

می شویم راوی غزل ترین... عسل ترین ترانه ها

روزها...

ماه ها...

بس که کافی اند نگاه ها

راستش... حالا زمان ِ گفتنه

باز آنتن رفت!... گوشِت با منه؟

قطع و وصلی... چی؟... صدای من میاد؟

دوستت دارم... پیامم روشنه؟

گاه یادی کن از عسلخواری

 

یاد ِ لبهای گرم ِ گلکاری

 

گاه آبی بپاش و جارو کن

 

خانه ای را که در دلم داری

تمام صبح ها؛ عادت، کلیشه

 

سراسر مات، مرده، چون همیشه

 

فقط تکرار یک تصویر، زیباست؛

 

کبوترهای عاشق، پشت شیشه

دُردانه! گل نازم! سیمین بدنِ گُل پوش!

 

ای چشم پر از گفته! ای لب شِکر ِ خاموش!

 

ما بین خیالاتت، گهگاه هوایم کن

 

تنها به همین مقدار: اندازه ی یک آغوش

دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ | لینک به این مطلب | نظرات ()

این پست نظم و نسقی دارد که اگر به جا نیاوری، بهتر است که نخوانی و نشنوی. اصل ماجرا این است که فایل صوتی را دانلود کنی و بشنوی -و چه بسا تا به حال شنیده باشی. قبل از هرچیز دیگری باید نفس این خواننده را و چیزی را که در صدا دارد و نوایی را که همراهی اش می کند بشنوی. اصل این است. تضمینی هم نیست که لذت ببری. من ولی بردم.

بعد، و تنها بعد از شنیدن، اگر خواستی، متن ترانه(یا به قول من غزل) را و ترجمه خام دستانه ی من را دانلود کن.

 

١-       دانلود موسیقی

٢-       دانلود متن

سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ | لینک به این مطلب | نظرات ()

جایی از کارِ جهان لنگ شده

 

همه جا تیره و بی رنگ شده

 

راستش...وضع جهان معمولیست

 

قصه این است: دلم تنگ شده

چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ | لینک به این مطلب | نظرات ()

من و این خوابها که دیدنی اند

 

چشمهایی که از غمت غنی اند

 

 

چشمهایم پس از خمِ ابروت

 

بی قرارِ خطوطِ منحنی اند

 

 

می رسد پشت هم بدون درنگ

 

لحظه هایی که بر تو مبتنی اند

 

 

 

"مهربان" غیر تو اگر هم هست

 

همگی"مهربانِ ناتنی" اند

 

 

من و اشعار غیر قابل چاپ

 

که پر از گفته نگفتنی اند

هنوز هر قدم دلم، هوای یار می کند

 

هنوز یاد تو مرا، چه بی قرار می کند

 

زیاده عرض ِ خاص نیست، کمی تو از خودت بگو

 

سلامتی عزیز من؟ دلت چه کار می کند؟

چهار فصل

 

کامل نیست

 

هوای تو

 

هوای دیگریست

 

تشنه ی سیلِ بارشت شده ام               طالبِ حُرمِ تابشت شده ام

 

تو بگو؛ می شود نفس بکشم؟               من که غرقِ نوازشت شده ام؟

 

 

RSS Feed

Wolf of Desert