گرگ بیابان

 

وقتی ادموند استوارت در سال 1335 شمسی به ایران آمد، هیچکس گمان نمی کرد که او مراسمی جهانی را بنیان بگذارد.

او که در آمریکا تهیه کننده آلبوم های موسیقی بود، تابستان را مهمان ییلاق سالارخان از ملاکان شمیران و از ضابطان قدیمی کنسولگری ایران شد. همان شب اوّل، بشیر، پادوی سالارخان، برای آن که مهمان نوازی را در حق استوارت تمام کرده باشد، دایره زنگی خودش را آورد و «ارباب خودم سلام علیکم» را اجرا کرد. استوارت با دیدن دایره زنگی حیرت کرد و به سالارخان گفت: «شما در ایران چنین ابزارهایی دارید و قدرش را نمی دانید؟ اگر ما چنین چیزی داشتیم الان در موسیقی حرف اوّل را در دنیا می زدیم». استوارت که سر ذوق آمده بود قطعه «بگذار از آن تو باشم» را از «الویس پریسلی» با سبک راک اند رول خواند که سال قبل از آن از محبوب ترین ترانه های آمریکای شمالی شده بود. بعد از اجرای ادموند استوارت، همه به او «دمت گرم» گفتند. بخصوص بشیر نسبت به صدای استوارت خیلی اظهار شیفتگی کرد و این باعث شد استوارت اعتماد به نفس خارق العاده ای پیدا کند.

آن شب بشیر به دلیل خواندن «ارباب خودم...» خطاب به استوارت از اربابش سالارخان کتک مفصلی خورد ولی چیزی از ارزشهای او کم نشد.

استوارت ابراز تمایل کرد که درباره موسیقی ایران بیشتر بداند. سالارخان گفت که ما در این سرزمین موسیقی نواحی و موسیقی مقامی داریم. همین بهانه سفر شد. سالارخان او را ابتدا به کاشان برد، بعد به اصفهان و از آنجا به یزد و بعد به کرمان رفتند که هیچکدام موسیقی مقامی نداشتند. در عوض، استوارت که با اجرای اوّلش روحیه گرفته بود، در تمام این شهرها برای اهالی «بگذار از آن تو باشم» را اجرا کرد و به این ترتیب بود که سبک «راک اند رول» در ایران آن دوره شناخته شد و رواج پیدا کرد. در هر اجرا بشیر، ترتیبی می داد تا مردم مهمان نواز، با «دمت گرم»های پیاپی به مهمان خود روحیه بدهند. در نهایت استوارت معنی این ترکیب را از سالارخان پرسید و «دمت گرم» به نماد روحیه برای او تبدیل شد. وقتی ادموند استوارت به آمریکا بازگشت، در سال 1958 جزو تهیه کنندگانی بود که در «آکادمی ملی علوم و هنرهای ضبط» تصمیم گرفتند یک جایزه جهانی برای موسیقی بصورت سالانه برگزار کنند. بر سر انتخاب اسم اختلاف بود. ادموند استوارت خواست مهمان نوازی ایرانیان  و بخصوص بشیر را به گونه ای جبران کرده باشد و برای همیشه ثبت کند. او واژه «گرم» را از «دمت گرم»هایی که به او روحیه داده بود وام گرفت و واژه «گرمی» را پیشنهاد داد و مخالفان را اینطور قانع کرد که «گرمی» مخفف «گرامافون» است. او حتی باعث شد، تندیس گرامافون طلایی طراحی شده برای برندگان، از روی گرامافون موجود در ییلاق سالارخان طراحی شود. بعد از مرگ او در 1989، تندیس جدید در ابعاد تازه ساخته شد و هنوز خیلی ها نمی دانند که ایرانی ها و بخصوص بشیر، چقدر در نامگذاری جوایز جهانی «گرمی» که هر سال برگزار می شود، تاثیر داشته اند.

[به قلم من در مکتوب طنز «سه نقطه»]

 

RSS Feed

Wolf of Desert